نوشته شده توسط : عابدین سرمستی

ســـــــــــــــــلام به بچه های باحـــــــــــال نه بی حالبای بای

 

اینو بگم که صندلی جیزهمون صندلی داغه   !!؟؟؟

فقط مواظب باشید نسوزید؟؟؟؟

خواهشا:کاری نکنید که این صندلی یخ بزنه

تذکر:::

۱.فقط سوال خیلی خیلی خیلی خیلی شخصی ممنوع

۲.تورو خدابااسم میوه~پرنده~عددو......نظرندید.به خدااسم خودتون خیلی قشنگه

۳.به کسی توهین نکنید.

۴.مهمان میتونه هر سوالی که خواست جواب نده اگه سوالی هم نامربوط بود حتی ممکنه حذف بشه.


 

نوبتی هم باشه نوبت  ..........................................

دوستای گلم، صندلی داغ تعطیل شد تا ترم بعدبای بای

در طی تعطیلات تابستون بازم به وبلاگ سر بزنین، ممنونلبخند

موفق باشینقلب




:: برچسب‌ها:
تاریخ انتشار : ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ | نظرات ()
نوشته شده توسط : عابدین سرمستی

دوستان عزیزم، سلام

همونطور که خودتون مطلع هستین، ابتدای این هفته متاسفانه دکتر امیر کیخسروی، انترن پزشکی به علت ابتلا به بیماری تب کریمه کنگو درگذشت.

امروز پایگاه خبری وبدا این کتاب الکترونیکو در صفحه ی اصلی خودش قرار داده. منم لینک دانلودشو براتون میذارم. با توجه به شیوع این بیماری در مشهد پیشنهاد میکنم این کتاب رو حتما دانلود و مطالعه کنید.

موفق باشین.

 

دانلود کتاب




:: برچسب‌ها:
تاریخ انتشار : ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ | نظرات ()
نوشته شده توسط : عابدین سرمستی

(جهانگیر مقدم)




:: برچسب‌ها:
تاریخ انتشار : ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ | نظرات ()
نوشته شده توسط : عابدین سرمستی

شکسپیر : اگر کسی را دوست داری رهایش کن سوی تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول برای تو نبوده

دانشجوی زیست شناسی : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ... او تکامل خواهد یافت

دانشجوی آمار : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ... اگر دوستت داشته باشد ، احتمال برگشتنش زیاد است و اگر نه احتمال ایجاد یک رابطه مجدد غیر ممکن است

دانشجوی فیزیک : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ...اگر برگشت ، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه یا اصطکاک بیشتر از انرژی بوده و یا زاویه برخورد میان دو شیء با زاویه صحیح هماهنگ نبوده است

دانشجوی حسابداری : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ... اگر برگشت ، رسید انبار صادر کن و اگر نه ، برایش اعلامیه بدهکار بفرست

دانشجوی ریاضی : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ... اگر برگشت ، طبق قانون 2=1+1 عمل کرده و اگر نه در عدد صفر ضربش کن

دانشجوی کامپیوتر : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ... اگر برگشت ، از دستور کپی - پیست استفاده کن و اگر نه بهتر است که دیلیت اش کنی


دانشجوی رشته تاریخ : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ...اگر برگشت ، باز هم به حال خود رهایش کن ، این کار را مرتب تکرار کن.


دانشجوی خوشبین : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن... نگران نباش بر می گردد

دانشجوی عجول : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ... اگر در مدت زمانی معین بر نگشت فراموشش کن


دانشجوی شکاک : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ...اگر برگشت ، از او بپرس " چرا " ؟

دانشجوی صبور : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ...اگر برنگشت ، منتظرش بمان تا برگردد

 

(برامالکی)




:: برچسب‌ها:
تاریخ انتشار : ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ | نظرات ()
نوشته شده توسط : عابدین سرمستی

من بدهکار توام ای مادر
   همه جانی که به من بخشیدی
      لحظاتی که برای امن من جنگیدی
          و بدهکار توام عمرت را
             روزهایی که ز من رنجیدی
                 اشک ها دزدیدی، و به من خندیدی
....
من بدهکار توام ای مادر!

 


 

مادری دارم آرام
بی پروا از
سکوت آب ها
شوقش از برگ درختان افزون
نگاهش لطیف تر از انوار بهار

کلامش آفتاب ،صدایش باران
مادری دارم که خواندن نمی دانست
ولی درس
زندگی آموخت
آموخت که چگونه گل را شاد کنم
عشق را بفهمم
دشت دل را خوشه
خوشه پر کنم از گل شقایق
آموخت که چگونه دوست بدارم زندگی را
مادر روزت مبارک
(عابدین سرمستی)

 




:: برچسب‌ها: مادر, روز مادر
تاریخ انتشار : ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۱ | نظرات ()
نوشته شده توسط : عابدین سرمستی

به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ...

خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده.

زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد.

آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود ...

و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.

به بخش ارتوپدی رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم.

بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم ...

فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.

زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم ...!

خدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد و من به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم :

هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم.

قبل از رفتم به محل کار یک قاشق آرامش بخورم .

هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم.

زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم .

و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم.

امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند:

رنگین کمانی به ازای هر طوفان ،

لبخندی به ازای هر اشک ،

دوستی فداکار به ازای هر مشکل ،

نغمه ای شیرین به ازای هر آه ،

و اجابتی نزدیک برای هر دعا .

جمله نهایی : عیب کار اینجاست که من ''آنچه هستم'' را با ''آنچه باید باشم'' اشتباه می کنم، خیال میکنم آنچه باید باشم هستم، در حالیکه آنچه هستم نباید باشم.

زنده یاد احمد شالو

(نسرین زهانی)




:: برچسب‌ها:
تاریخ انتشار : ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۱ | نظرات ()
نوشته شده توسط : عابدین سرمستی

سلام

مطالبی که در این پست قرار میگیره بچه ها از طریق وبلاگ یا ایمیل فرستادن. چون جالب بودن تصمیم گرفتم همه رو یه جا بزارم تا همکلاسی های عزیز از خوندنشون لذت ببرن. خوشحال میشم برای پربارتر شدن این بخش از وبلاگ همکاری کنید. ممنون.



هم کلاسی:
قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض
صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض
یک طرف خاطره ها!
یک طرف پنجره ها!
در همه آوازها! حرف آخر زیباست!
آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم؟
حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست...



:: برچسب‌ها:
تاریخ انتشار : ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ | نظرات ()
نوشته شده توسط : عابدین سرمستی

1 ـ ساختمان اتاق عمل :

در این محدوده اتاقهای عمل جای دارند و عمل جراحی در آن صورت می پذیرد . قسمتها و بخشهای فرعی این ساختمان را نوعا" قسمتهای زیر تشکیل می دهند :
ـ اتاق بهبودی یا اتاق بعد از بیهوشی
ـ محل کار یا دفتر کارکنان اتاق عمل
ـ اتاق استراحت کارکنان
ـ اتاق کار بر حسب نیاز خاص
ـ اتاق آموزش همراه با ابزارهای مورد نیاز
ـ مکانی برای قرارادادن وسایل اطاق عمل


2 ـ منطقه ای که تمامی افراد اتاق عمل حق ورود به آنرا دارند :

این قسمت شامل محدوده های زیر است :
ـ بخش ورودی " Entrance "
ـ پذیرش یا قسمت انتقال بیماران
ـ مکان کارگران
ـ رختکن خانمها و آقایان
ـ انبار اتاق عمل
ـ محل قراردهی وسایل کثیف و آلوده
ـ چند اتاق کار


3 ـ منطقه یا قسمتی که فقط گروه جراحی می تواند وارد شود:

هیچکس حق ورود به این منطقه را ندارد مگر آنکه لباس کامل اتاق عمل را بر تن کند . ضابطه حاکم بر این منطقه اصل خط قرمز ( Red Line Policy ) است . کسانی که وارد این منطقه می شوند در اتاق عمل نقش مهم و مشخصی را بر عهده دارند . این قسمت معمولا" شامل قسمتهای زیر است :
ـ اتاق های عمل
ـ اتاق بیهوشی
ـ اتاق آماده سازی و شستشوی دست ها ( اسکراب )
ـ اتاق پوشیدن لباس مخصوص عمل جراحی
ـ اتاق آماده سازی وسایل جراحی
ـ انبار و محل نگهداری وسایل مورد نیاز اتاق عمل


4 ـ منطقه اتاق عمل:

در این منطقه اعمال جراحی انجام می شود و باید ابزار و دستگاههای مورد نیاز به گونه ای قابل دسترس در اختیار جراح قرار گیرد . به طور کلی اتاق عمل نباید بی اندازه بزرگ و یا بسیار کوچک باشد . تخت عمل باید در محلی قرار گیرد که کارکنان اطاق عمل براحتی و آزادی کامل بتوانند کار خود را انجام دهند .




:: برچسب‌ها:
تاریخ انتشار : ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ | نظرات ()
نوشته شده توسط : عابدین سرمستی

انواع سوزن های جراحی:

- دارای نخ و بدون نخ. تیز. کند. راست. نیمه خمیده. خمیده. تاپر


  • سوزن های تیز: راست، نیمه راست کمتر استفاده می شود؛ در جراحی های پوست، دستگاه گوارش، اعصاب، حفره دهان، حلق، تاندون، عروق
  • سوزن تروکار: بسیار قوی؛ در جراحی زنان و ارتوپدی
  • سوزن گرد یا خمیده: برای داخل حفرات، لایه زیر جلد، چربی، روده، معده، مجاری صفراوی و کبدی، حالب، آپاندیس، اطراف عروق خونریزی دهنده

 

1-نیمه خمیده:

4/1 خمیده (چشم، میکروسرجری)

8/3 خمیده (چشم، فاسیا، عضلات، لایه های پوششی، تاندون، عروق، اوروژنیتال)

 

2-خمیده:

2/1 خمیده (مجاری صفراوی، گوارشی، تنفسی، ادراری تناسلی، حفرات بدن، پوست، چربی زیر جلد)

8/5 خمیده (قلب وعروق، دهان، بینی، لگن، اوروژنیتال)؛ برای دوخت اولیه

ترکیبی (چشم)

 

- تاپر: عضلات یا بافتهای شکننده، زنان، اورتوپدی

- فنری-فرانسوی-شکافدار: دارای فنر برای راحتی در نخ کردن آن

 




:: برچسب‌ها:
تاریخ انتشار : ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩۱ | نظرات ()
نوشته شده توسط : عابدین سرمستی

ترم 1(ترم جو گیری):
الو سلام مامانی.منم هوشنگ.وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه.دانشگاه فضای خیلی نازیه.وای خدا خوابگاه رو بگو.وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن - و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده – تنم مور مور میشه..راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه.دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشه! لامسب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!! پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان! 


ترم 2(ترم عاشقی):
آه ای مریم.ای عشق من.همه زندگی من.می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.میخواهمت با تمام وجود عزیزم.همه پول و سرمایه من متعلق به توست.بدون تو این دنیا رو نمی خوام.کی میشه این درس من تموم شه تا بیام بات ازدواج کنم...امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس میدرخشیدی تماشا می کردم... 


ترم 3(ترم افسردگی):
الو مامان سلام.مریم منو ول کرد و گذاشت رفت! مامان جون افسرده شدم اولین عشقم بود دارم میمیرم از غصه .ای خدا بیا منو بکش راحتم کن.مامان من این زندگی رو نمی خوام..... 


ترم 4(ترم زرنگی):
الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟منم پژمان! کجایی نفس؟ نیستی؟دلم تنگ شده واست گنجشک کوچولوی من.بیا ببینمت قربونت برم...مهشید جون من پشت خطی دارم .مامانمه.بعداً بت زنگ میزنم....

الو به به سلام چطوری ندا جون؟آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم.. پیرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟ به خدا منم دلم یه ذره شده واست.باشه عزیزم فردا ساعت 11 پارک پشت دانشکده دارو.... 


ترم5 (ترم مشروطی):
الو سلام استاد! قربون بچه ات دارم مشروط میشم.2 نمره بم بده.به خدا دیشب بابابم سکته کرد . مرد. مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو آی سی یو بستریه. منم ضربه روحی خوردم دچار فراموشی شدم اصلاً شما رو هم یادم نمیاد.... قول میدم جبران کنم.... 


ترم 6(ترم ولخرجی) :
الو مامان من خونه می خوام ! راستی اون 50 تومنی که 3 روز پیش فرستادی تموم شد.دوباره بفرست.خرج پروژه ام شد!!! 


ترم7 (ترم پاتوقی):
سلام داش مصی! حاجی دمت گرم امشب بساز ما رو .از اون پنیر شیرازیای ردیف بیار که مهمون دارم. 3 صوت هم آیس بیار می خوایم فضا پیمایی کنیم.نوکرتم.آقایی...


ترم8 (ترم فارغ التحصیلی):
الو سلام خانم.واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم.فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا....




:: برچسب‌ها:
تاریخ انتشار : ۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ | نظرات ()


 
   
کودک نجوا کرد :خدایا با من حرف بزن مرغ دریایی اواز خواند و کودک نشنید سپس کودک فریاد زد :خدایا با من حرف بزن رعد در اسمان پیچید اما کودک گوش نداد کودک نگاهی به اطرافش کرد گفت خدایا پس بگذار ببینمت ستاره ای درخشید ولی کودک توجه ای نکرد کودک فریاد کرد خدایا اااااااا به من معجزه ای نشان بده ویک زندگی متولد شد اما کودک نفهمید کودک با ناامیدی گریست خدایا با من در ارتباط باش بگذار بدانم اینجایی بنابراین خدا پایین امد و کودک را لمس کرد ولی کودک پروانه را کنار زد و رفـــــــــــت.....